تبليغاتX
فصل سرد - سقراط زمان
زنان تنها

         

            

بررسی شخصیتی سقراط و احمدی نژاد صحت ادعای نهاد ریاست جمهوری را اثبات می کند.سقراط بسیار می گفت و هیچ نمی نوشت ، اطلاعات ما بواسطه شاگردانش به دست آمده احمدی نژاد هم بسیار می گوید اما ثبت نمی کند تا بتواند بعدها تکذیب کند همچون نفت بر سر سفره ها ، هاله نور ، هولوکاست و....اما شاگردانش بسیار از او می گویند که اگر فاطمه رجبی نبود ، ما هرگز نمی فهمیدیم .رئیس جمهور معجزه هزاره سوم است و در اعجازش همین بس که در ساعتی تعداد آرائش هزار برابر شد!سقراط بیشتر عمرش را صرف مباحثه در بازارهای آتن می کرد و به هیچ کاری مشغول نمی شد ، احمدی نژاد هم هیچ نمی کند مگر در به در بدنبال بحث یا ارسال نامه به روسای جمهور اما کسی توجهی به او نمی کند.سقراط به فکر زن و فرزند نبود ، رئیس جمهور هم به فکر زن و فرزندان مردم نیست.بسیاری از کسانی که با سقراط بحث کردند ، بعدها نماینده فکری فلسفه های گوناگون در یونان شدند ، بسیاری از کسانی که حرفهای رئیس جمهور را جدی می گیرند در همان لحظه مسئول پستهای کلیدی می شوند.سقراط فلسفه را از آسمان به زمین آورد و به خانه ها برد ،احمدی نژاد نفت و بنزین را از پمپ بنزینها جمع کرد و به خانه های دوستان خارجه اش برد.سقراط دموکراسی آتن را به سخره میگرفت ، احمدی نژاد هم دموکراسی غرب را نکوهش می کند.سقراط عقیده داشت همانگونه که نجار و کفاش باید در کار خود استاد باشند ، حاکم نیز باید در رشته حکومت تخصص داشته باشد ، احمدی نژاد می گوید تخصص ، تفکر شیطانی ست ، همان ریش و نماز کافی ست !!سقراط به جهت عقایدش جام شوکران نوشید ، اما محمود خالی بند ، تیر خلاص به بسیاری بزد و خود بزیست .سقراط می گفت باید جهان شناسی را کنار گذاشت و به انسان بازگشت ، احمدی نژاد می گوید باید انسان ها را کنار گذاشت و به جهان شناسی ( سفرهای خارجه ) پرداخت.سقراط ادعا می کرد پیامهای مخصوصی از غیب به قلبش می رسد ، رئیس جمهور نیز مدعی ست که هاله دور سرش طواف می کند!سقراط در توجیه بزرگی سوراخهای بینی ش می گفت : مگر نه این است که این سوراخها برای تنفس است ، پس هرچه بزرگتر ، بهتراحمدی نژاد هم در وصف  بینی اش می گوید : بزرگی بینی کمک می کند تا در هنگام ورود به هر منزلی نیاز به اهن ، اهن گفتن نباشد .

 

                                            "شرح سقراط برگرفته از تاریخ فلسفه می باشد."

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم مهر 1386ساعت 16:46  توسط ستاره خاموش |