![]() |
![]() |
|
| زنان تنها |
|
دختران و زنان به اتدازه اي ارزش دارند که نيازي به حمايت من و امثال من نداشته باشند اما با توجه به اينکه متاسفانه زنان در طول تاريخ بشريت مورد تبعيض و ناعدالتي واقع شده اند و اين تبعيض از طرف جنس مرد بوده است لازم مي دانم کمي در باره اين موضوع بنويسم. يه چيزي که من هميشه بهش مي گم يه بدشانسي تاريخي متاسفانه سر راه زنان است که باعث شده در طول تاريخ رشد فرهنگي سياسي و بدني زنان کند صورت بگيرد. از دوستان عزيزم خواهش مي کنم بينديشند اگر بنا به شانس و اقبال اگه در يک جاي تاريخ زنان بر مردان برتري مي داشتند و اين برتري ازنظر روحي باقي مي ماند شايد ما الان بجاي خانمها در اين جايگاه بسر مي برديم. - برابري حقوق نه تساوي حقوق اين که بعضي مي گويند که تساوي مي بايد جايگزين برابري شود کاملا توجيه و پاک کردن صورت مسئله است. خوشبختانه دنياي متمدن غرب به اين برابري با سرعت بالاتري ميل مي کند و ما که روزي در تساوي حقوق زن و مرد پيشتاز دنياي آنروز بوده ايم (در زمان باستان زنان و دختران ايراني تا حدود بسياري از تساوي حقوق بهره مي جستند ولي بعد از حمله اعراب متاسفانه فرهنگ متجاوز عرب بر ما مستولي شد) اکنون در کجاي تمدن بشري جاي داريم. يکي از نا عادلانه ترين اجتماعات بشري را داريم که در آن حتي ديه زنان نصف ديه مردان است. خوشبختانه مي بينيم که دختران عزيز اين مرز و بوم با سرعت بالايي عليرغم تمام محدوديتها گامهاي خود را به مردان جامعه خود مي ر سانند و چه بسا که از آنان پيشي بگيرند. بالا رفتن سطح تحصيلات دختران جامعه ما کمک بسزايي در شکوفايي فرهنگي اجتماعي آنان خواهد بود. چگونه انتظار داريم که دختران ما خود را در حجاب محصور دارند و اجازه شرکت در ميادين ورزشي را که هيچ اجازه حضور بعنوان تماشاگر را نيز نداشته باند و با اين حال هم پاي ما گام بردارند. جامعه زماني به تعالي ميل مي کند که دو شخص فارغ از شرايط جنسيتي کار کنند- حقوق بگيرند و ازدواج نمايند. کساني که فکر مي کنند که جنسيت سبب مي شود که بعضي کارها مناسب شخصَي نباشند کاملا در اشتباهند. که همواره ديده ايم دختران در کارهاي خلاف عرف نيز با گذاشضته و موفق هم شده اند. آيا يک دختر به نظر بعضي نمي تواند همپاي يک پسر قدرت بدني داشته باشد. چرا مي تواند اينکه در جامعه ما و در دنياي ما چگونه است مهم نيست ما به دختران و زنان خود مي آموزيم و تحميل مي کنيم ترسو بزدل باشند و سپس مي گوييم که زنان قادر به انجام بعضي از امور هوشمندانه و حتي قدرتي نيستند. آيا نديده ايد دختراني را که بسيار قوي تر شجاع تر و بي نيازتر از پسران اطراف خود هستند. و آيا پسراني را نديده ايد که چنان بزدل و ترسويند که حتي جرات اداي سخنان خود را نيز ندارند. البته زنان هم اين ميان بي تقصير نيستند. چرا بعضي از دختران خود را همسوي اميال مردان و پسران مي کنند و اين حس را بوجود مي آورند که جنس زن قابل اعطاف و تربيت است مگر دختر ۲۴ ساله چه چيز از پسر هم سن خود دارد که به عقيده مرام و علاقه او تن در دهد. شخصي موفق است (چه دختر و چه پسر) که تنها با تفکر عقايد و مرام خود را دگرگون سازند نه بسبب ديگران. - با خواند اين موضوع احتملا پسران زيادي غر خواهند زد اما يک چيز بگويم : دوست مي داشتيد رفتاري را که شما با جنس زن مي کنيد آنها با شما مي کردند. خواهش مي کنم به مساله بيانديشيد که اساس دمکراسي اين است که انچه را براي خود مي پسندي براي ديگري هم بپسند و آنچه را که براي خود دوست نمي داري براي ديگري هم دوست مدار. چگونه ما بدنبال دمکراسي مي گرديم درصورتي که هنوز تبعيض جنسيتي را در پيش خود نگاه داشته ايم. "به اميد آزادي نوع بشر فارغ از مليت- نژاد-مذهب-رنگ و بخصوص جنسيت"
|
|
+ نوشته شده در
پنجشنبه یازدهم خرداد 1385ساعت 3:24 توسط ستاره خاموش |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
با این دستهای بسته چگونه باید پرورید مردان ازاده را ؟
|
| پیوندها |
|
یک ایرانی فریاد press1 نیک آهنگ مسیح علی نژاد ارشیا نقطه ته خط یک پزشک ساناز الله بداشتی |
|
RSS
|